تبلیغات
شعر لری - غزل لری - گلچینی از اشعار لری شادان شهرو ... - حِـرص مُـون کــم بـه دِرار , پیـت نَـوَن مِن طُـرنات
دی نِشت (1) اولین مجموعه از اشعار لری شادان شهرو بختیاری

حِـرص مُـون کــم بـه دِرار , پیـت نَـوَن مِن طُـرنات

23 مهر 90 15:42

نویسنده : شادان شهرو بختیاری

 
     


 



 
غزل بختیاری
 

***
 
حِـرص مُـون کــم بـه دِرار , پیـت نَـوَن مِن طُـرنات
خَل نَکُن بُرگِتِه سیم , کاشکی ایرَهدی تُورِه دات

تشنـه ی خیـنِ  مُنِـن نـرگــس کـالِـت چـه کُـنُـم
دِشنِـه ی قـلـب مُنِـن , رَحـــم نَـــدارِن بُـرگـــــات

تــا  ئـی یــاهِـن  زِ  سَـرِ  چَشمـه دُوَرگَل وا یَک
یَشنُـمِـت بیـن همـه , چــون کــه بَنَـوشِ مِینـات

ای دُوَر نــاز نکُـن ,طِی مو  بیشین  راست بِگُو
چنـــد تــا شــاه هــم از کیش ِ رُخِت وابین مات

سـی دلِ خُت ایگُومِت , ریتِـه نَپوشـون زِ هَمِه
وَر نــه  هَــر جــــا که بِــری ایـل ایـاهِن دیندات

مِنِـه آیـنِـه نَـکُـنـی سِیـــل , اَیَـر سِیـــل کُـنـی
دِلِ خُـت هَـــم ایـبَــرِه نرگـس کـالِـــت هِیهــات

پــیـــرُوِه شـــاه  ئی تَرسُم  زِ سَرِ  شـاه بیـان
دی نَــوُرگَـــردِن و مَهنِـن بــه جَــوارِت ســادات

کُشتـه سَر کُشته کُنـی پُشتـه به خَشخار اَیَر
چــی مُسلسـل سَــرِ رَگبــــار بِنـی مِـرزِنگــات

کـُر " نَـدی دل به پَلِس , کـار ایدِن دستِ دِلِت
هـوشِـت اَر هُـش نَکُنـی بند ایبَندِن به پاهـات

مَـر تَـرُم دل بـه کَمَنـدِس نَسِپـــارُم ( شهـرو )
راست ایـگـوی دل نَـدِه تا دَست بیـارِه بُنِ نات



***
شادان شهرو بختیاری



ثبت شده به شماره سریال  143172در سایت شعر نو


ترجمه برخی واژ ه ها
________________

حرص مُون = حرص من را
به دِرار = دربیاور  ( دال را برخص تیره ها ی بختیاری با فتحه تلفظ می کنند )
پیت نَوَن = تاب نده , خم نینداز , نپیچان
مِن طُرنات = به موهایت "( طُرنه = مو)
خَل نکُن = کج نکن
بُرگِتِه = ابرویت را " (بُرگ = ابرو)
سیم = برایم " (سی = برای)
ایرَهدی= می رفتی
تُورِه دات = عبارتی نفرین گونه در گویش بختیاری برای کسی که مادرش فوت کرده میگویند (توره دات بری) یعنی بمیری
تشنه ی خینِ مُنِن = تشنه ی خون من هستند
نرگس کالت = منظور چشم معشوقه است ( کال ) یعنی نارس , بختیاری ها به چشم های رنگین کال میگویند , بخصوص رنگ  چشم قهوه ای سوخته و یا سبز و یا آبی )
بُرگات = ابروهایت
ئی یاهِن = می آیند
زِ سَرِ اَو = از سر آب
دُوَرگَل = دخترها " علامت جمع در گویش بختیاری با فارسی فرق دارد  در اینجا ( گـَل ) علامت جمع است , در گویش بختیاری چندین علامت جمع کاربرد دارد ( گَل - یَل - ا - ..)
وایَک = با هم
یَشنُمِت = می شناسمت
بِنَوش = بنفش
مِینات = ( مِینا + ت ) پارچه ای توری مانند و منجق و پره دوزی شده که به ( لچک ) کلاه زنانه وصل می شود , مِینات یعنی مینای تو
دُوَر = دختر , در گویش بختیاری چندین واژه هست که معنای دختر و یا جنس مونث میدهد . مثل ((دُوَر - دُهدر - دُدَر - دُر - ماینه - ..)
وابین = شدند , وابین مات یعنی مات شدند
سی دلِ خُت ایگومِت = برای دل خودت می گویم
ریتِه نپوشون = رویت را نپوشان (بابادی ها می گویند ( نپوشوو ) نون را تلفظ نمی کنند و واو را بجای نون استفاده میکنند . مثلآ ( ایدونوم یعنی میدانم را بابادی ها اینجور تلفظ میکنند " ایدووُم )
بِری = بروی
ایاهِن = می آیند
ایل ایاهن دیندات = ایل به دنبالت می آیند
مِنِه آینه = توی ِ آینه
نکُنی سِیل = نگاه نکنی
اَیَر = اگر
خُت = خودت
ایبَرِن = می برند
پیرُوِه شاه = پیران شاه خراسان , شاه مال بابادی (( در بختیاری امامزاده ای هست که سادات آن معروفند به پیرُوِه شاه که هر سال برای دریافت نذورات در میان تیره ها و طوایف زیر مجموعه ی بابادی بزرگ میگردند و نذورات را جمع می کنند . میگویند امام رضا در سفر به مرو مهمان سرسلسه ی بابادی ها بوده و به ایشان کشکول و پیراهنی داده بود و. این پیراهن را بختیاری ها در جنگ ها به عنوان بیرق استفاده میکردند و پیروز می شدند . بعدها در زمان قاجار یکی از شاهان این سلسله آن پیراهن و کشکول را به خزانه دربار برد . میگویند که زمانی که امام رضا از خوزستان آن زمان رد می شد فردی که بعدها معروف شد به شیخ محمدرضا در پشت سنگی مخفی شد و هنگام عبور امام از پس  سنگ بیرون آمد و به آن حضرت سلام کرد . امام رضا خطاب به او فرمود ای شیخ ( شیخ در عربی یعنی بزرگ ) مگر تو را باد اورد . برای همین بعدها طایفه ی او معروف شدند به بابادی

ئی ترسُم = می ترسم
زِ سَرِ شاه بیان = از سر امام زاده موسوم به سرشاه بیایند

دی نَوُرگَردِن = دیگر برنگردند
مهنِن = بمانند
مهنن به جَوارت سادات = در جوارت سادات بمانند
خَشخار = الکی - بیخودی - همین طوری بدون هیچ دلیل
چی مسلسل = مثل مسلسل
سَرِ رگبار بِنی = سر رگبار بگذاری
مِرزِنگات = مُژ ه هایت
کُر = پسر
کُر نَدی دی به پَلِس = ای پسر دل به موهایش ندهی
کار ایدِن دستِ دِلِت = کار میدهند دست دلت
هوشِت اَر هُش نَکُنی = هوشت (حواست ) را اگر نهیب ندهی
بند = طناب ( همان بند فارسی )
ایبَندِن = می بندند
به پاهات = به پاهایت
مَر = مگر
تَرُم = می توانم
بیاره = بیاورد
بُنِ نات = بیخ گردنت

 
     
 





 





دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 15 آذر 95 01:08