تبلیغات
شعر لری - غزل لری - گلچینی از اشعار لری شادان شهرو ... - هــرکــه دل ایبَرِه از مـا ... " غزل بختیاری "
دی نِشت (1) اولین مجموعه از اشعار لری شادان شهرو بختیاری

هــرکــه دل ایبَرِه از مـا ... " غزل بختیاری "

2 آذر 91 23:48

نویسنده : شادان شهرو بختیاری


     








غزل بختیاری
***

هــرکــه دل ایبَرِه از مـا سیچه سُهره گُل ِ ریس
تُـن خـدا سِیـل کُنیـن , دلـبـری و عِشوه گِـریس

اَر بِخـواه  زِم  کـــه  بخـور  زَهر ِ هلاهل  ایخُورُم
چی عسل مُهنه سی مُو قهوه ی تَحل ِقَجَریس

مُـو  وفـــــــادار ِ تُـنُـم  ,  حـرف ِ دِلُــم  بــاور کُـن
یَخُمِه دستِت اِدُم خوای بِکِشیس ,خوای بِدِریس

مَــردُم  اَحتَـو  ایـگِـرِن  زِم  کــه دِلِت وَختی ایبُرد
کُـر چِقَـد لیشی , نِشِستی , نَتـرِستی بِگِـریس

آخریـن حرف ِ خدابَس کــه به لَو داشت , یو بیـد
عَبدِ مَمَد , تَـک ِ مِن عشق  , وا  عِشق ِ لَلَریس

کُـر  وُریستیـن  کــه گُـلُـم  دارِه  اِیــاهه  وازیــــر
رَهسِه  جــارو  بِزِنین  ,  گَرت  نَشینه بـه قِریس

پــازِن و کَــل  همــه  از  بی علفی مُـــردِن پـاک
تــا  عَلَـف هِـد بــه علفچَـر کــــه نَـوایَـد بِچِـریس

دی نی وُرگَــرد ِ از  او  رَه  کـــه پُـر از چاله هِدِه
خَـر ِ  وا  تیگِسِه بوسیـد , وا  ای هوش ِ خَریس

ای خُدا " هــر کـه گُلُم دی , چو شَهرو  زی بَعد
نیـکُنِـه سِیـل بــه رضــوان تــو  و  حـور و  پَـریس


***
اشعار لری
شادان شهرو بختیاری


ثبت شده به شماره سریال  205645سایت شعر نو

معنی برخی  لُغات :
_______________

ایبَرِه eibare = می برد

سیچه = برای چه
سُهرِه = سرخ است
گُل ِ ریس = گل رویش
تُن خُدا = تورا به خدا
سِیل کُنین = نگاه کنید ( سیل = نگاه کردن )
اَر بِخواه زِم = اگر بخواهد از من ( زِم = از من )
ایخُرُم = می خورم
چی = مثل ِ
مَهنه = می ماند
سی مو = برای من
تُنُم = تو هستم ( مو وفادار تُنُم = من وفادار تو هستم )
یَخُمِه = یقه ام را
اِدُم = می دهم
خوای بِکِشیس = می خواهی بکشش
خوای بِدِریس= می خواهی چاره اش بکن
اَحتَو = ایراد , بهانه , عیب شمردن
ایگِرِن زِم = می گیرند از من
وَختی = وقتی
اِبُرد = می برد
کُر kor = پسر , ای پسر
لیشی lishi = بی عرضه ای  ( لیش معانی متفاوتی دارد به معنی بد , زشت هم بکار می رود )
نَتَرِستی nataresti = نتوانستی
بِگِریسbegeris بگیری اش
خدابس = معشوقه ی عبدممد للری
لَو law = لب
یو بی = این بود
تَکِ take = تنها بی رغیب , یگانه , بی همتا
للریس = للری اش ( للر lalar = نام منطقه ای در بختیاری و محل تولد عبدممد )
وُریستین voristin = برخیزید ( کُر وُریستین = ای پسرها برخیزید )
اِیاهِه = می آید
وازیر = رو به پایین , سمت پایین
رَهسه  rahse = راهش را
گَرت gart =  گرد , گرد و خاک , غبار
قِریس = قری اش ( قری = نام دامن زنانه )
پازن و کل = کل و پازن , میش و قوچ کوهی
پاک pak = کُلآ
هِد hed = هست
عَلَفچَر = مرتع
نَواید = نباید ( مخفف آن " نَوا " می باشد )
بِچِریس = بچرانی اش
دی di = دیگر
نی وُرگَردِ nivorgarde = برنمی گردد
از او رَه = از آن راه
وا va = باید
تیگُسِه tigese = پیشانی اش را
هوش ِ خریس = هوش خری اش
دی di = دید ( با همین تلفظ به معنی دیگر هم بکار می رود )
زی بعد = از این به بعد
نیکُنه سِیل = نگاه نمی کند
حور و پریس = حور و پری اش


معنی ابیات :
__________

1- هرکه دل از ما می برد برای چه گل رویش سرخ است / تو را به خدا نگاه کنید دلبری و عشوه گری اش را

2- اگر از من بخواهد که زهر هلاهل بخور می خورم / مثل عسل می ماند برای من قهوه ی تلخ قجری اش

3- من وفادر تو هستم , حرف دلم را باور کن / یقه ام را به دستت میدهم , می خواهی بکشش ... می خواهی پاره اش کن

4- مردم ایراد از من می گیرند که دلت را وقتی داشت می برد / ای پسر چقدر بی عرضه هستی نشستی و نتوانستی بگیری اش

5- آخرین حرفی که خدابس به لب داشت این بود / عبدممد با عشق للری اش در عشق تک است

6- ای پسر " برخیزید که گلم دارد پایین می آید / راهش را جارو بزنید گرد به دامنش ننشیند

7-  پازن و کل کلآ از بی علفی مردند / تا به مرتع علف هست که نباید آن را بچرانی

8- دیگر  برنمی گردد  از آن راه که پر از چاله هست / خر را باید پیشانی اش را بوسید با این هوش خری اش ...

9- ای خدا " همچون شهرو هرکسی گلم را دید از این به بعد / به رضوان تو و حور و پری اش نگاه نمی کند 


     






 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 15 آذر 95 00:49