تبلیغات
شعر لری - غزل لری - گلچینی از اشعار لری شادان شهرو ... - هیچ هـوشِت هِـده وَختی ... " غزل بختیاری "
دی نِشت (1) اولین مجموعه از اشعار لری شادان شهرو بختیاری

هیچ هـوشِت هِـده وَختی ... " غزل بختیاری "

16 آبان 91 18:41

نویسنده : شادان شهرو بختیاری


   

 




غزل بختیاری


***

هیچ هـوشِت هِـده وَختی ایـدِراهـی از مــــال
چندتــا چی مُنِه دامُـرده ایـرِن از حس و حـــال

هیچ دونی که تو وَختی به خَوی شَو  تـــا صُو
چی کموتــر دل ِ مو سیت ایزَنِــه هِی پَر و بال

هیچ وابیـده کُنی پُـرس کـــــه آخـر دَمه حَـوش
سی دِلِ کینِـه کـــه دارِن ایکُنِن هِی جَر و قـال

وَختـی خـواهـی بِــدِراهــی زِ  مِنـه مــال بـگـو
تــا بیـــارُم دَمِه حَوشِـت بِـزَنِـه سیـت تُشمــال

اَر دِلِـت وامُـنِـه  ای رِکِــه  کِشیــدن , چِـنِــه پَ
بَعــد از او روز کــه وَنـدی مِنِه رو سیم دَسمال

بی وفــایـی زِ تُنِـه , وَرنَـه تــو خُت سِیـل بِـکُن
چــارده سـالـه کــه دَسمـالِتـه دارُم  پَــرِه شال

بُردی شَهرونِه زِ ویرِت ,ولی کاشکی ایدیـدیس
هِنی اَم , هِی گُلُمی هِی ایخُوِه سی تیه کال


***
 شادان شهرو بختیاری

 

ثبت شده به شماره سریال  199426سایت شعر نو



تــرجـمــه ابیات :

***

۱- هیچ حواست هست وقتی از خانه بیرون می آیی / چند نفر مثل من ِ مادر مرده از حس و حال می روند
2- هیچ میدانی که تو وقتی شب تا صبح به خواب هستی / مثل کبوتر دل من برایت پر و بال میزند
3- هیچ شده است که به پرسی که آخر دم حیاط / برای دل کیست که جنگ و دعوا می کنند
4- وقتی میخواهی از خانه ات بیرون بیایی بگو / تا  تُشمال ( نوازنده ی سُرنا و دهل ) بیاورم  دم ِ حیاطت بیاورم  و برایت بنوازد
5- اگر دلت با من هست این لج کشیدن دیگر چیست / بعد از آن روز که دستمالت را برایم در رودخانه انداختی
6- بی وفایی از توست . وگرنه تو خودت نگاه بکن / چهارده سال هست که دستمال تو را پر شال گذاشته ام
7- شهرو را از یادت برده ای , ولی ای کاش او را میدیدی که هنوز هم برای آن چشم کال ( هِی گُلُمی ) می خواند



معنی برخی لغات
-

وَختی = وقتی
ایدراهی = در می آیی . بیرون می آیی
مال = به معنی خانه ( در زندگی عشایری معنای دیگری هم دارد و آن اطلاق می شود به چندین  بُهون یا همان سیاه چادر که متعلق باشد به افرادی که پیوند نسبی با هم دارند . مثلآ وقتی می گویند مال آشهباز یعنی محلی که شهباز و بستگان نسبی و سببی اش در آن زندگی می کنند )
چی = مثل ِ
چی مُنِه = مانند من
ایرِن = می روند
شَو = شب
صُو = صبح
چی کموتر = مثل ِ کبوتر
سیت = برایت
وابیده = شده است
کُنی پُرس = پُرس کُنی ( بپرسی )
حَوش havsh = حیاط . دمِ حَوش یعنی در ِ حیاط
سی دل ِ کینِه = برای دل کیست که
جَر و قال = دعوا ,  داد و بیداد کردن
تُشمال = نوازنده ی ساز و دهل
ار دلت وامُنه = اگر دلت با من هست
ای = این
رِکِه  reke = لج , رکه کشیدن یعنی لج کشیدن
چِنه پَ = چه است پس ( پس چیست )
مِنِه = توی ِ
رو roo = رود , رودخانه
سیم = برایم
دسمال = دستمال
سیل seyl =  نگاه کردن را گویند
سیل بکن = نگاه بکن
دسمالِتِه = دستمالت را
ویرت viret= یادت , خاطرت
ایدیدیس = می دیدی اش
هِنی اَم = هنوز هم
هِی گُلُمی = یک از آهنگهای معروف و محلی ایل  بختیاری
ایخُوِه = می خواند
سی = برای
تیه کال ( تی یِه کال ) = چشم کال .... بختیاری ها به چشمی که رنگ معمول را ندارد کال ( نارس ) می گویند . مثل رنگ آبی و سبز و دیگر رنگها ...


   





 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 15 آذر 95 00:55