تبلیغات
شعر لری - غزل لری - گلچینی از اشعار لری شادان شهرو ... - خالِ سَوزِت مِنِه ری کَوگِ به کُهسار ایزَنِه
دی نِشت (1) اولین مجموعه از اشعار لری شادان شهرو بختیاری

خالِ سَوزِت مِنِه ری کَوگِ به کُهسار ایزَنِه

23 مهر 90 15:33

نویسنده : شادان شهرو بختیاری


     







غزلی
 با گویش بختیاری


***
خالِ سَوزِت  مِنِه ری  کَوگِ  به  کُهسار ایزَنِه
پَـلِ  پیت داده  و  بَفـتِـت  مُنِـه چی مـار ایزَنِه

خَـوَرِت هِـد  کــه تــو چَنـتــا  دِلِ  از رَه  بُردی
اشــرفــی بَسـتِـنِ  دَورِ لَـچَـکِـت  جــــار ایزَنِه

خالَکِ نُفتِ قَشَنگِ تُنِه هر کی که نی یَشت
مَــر  تَــرِه  زِس  بِگُرُوسِه , که بـه کیوار ایزَنِه

قــومِ تــاتــار اِبــو  تـــار  زِ  تَــرسِ  تـی یَـلِـت
تیِـه کـــالِ  تــو  چِنِـه , لشگـر  تـــاتـــار ایزَنِه

تیــرِ مِـرزِنــگِ تــو  از مَــرق چُغــاخور  یِه نَظر
کَـل و پــازِن  بـــه  مِـنِـه  زَردِه ی کــلار ایزَنِه

قُش مَیَر دیده که هِی دل ایدَگِه بی خَشخار
مِنِـه سینـه, سیچه چی کُـوگِ گرفتـــار ایزَنِه

هــر کـه چـی مُــو تُنِه یکـبـار بِـوینِـت , درجــا
اینِــه دَسـتِ  سَرِ  دل  تَـکِـه بــه دیفـار ایزَنِه

پُش سَرُم گُد که خدا مَر که زِشهرو وُرگَشت
حَـرفَـل لیـش چِـنِن کـــه مِنــِه اشعــــار ایزَنِه





***

 شادان شهرو بختیاری

ثبت شده به شماره سریال  145973در سایت شعر نو

معنی لغات :
خالِ سَوزِت = خال سبزت
مِنِه ری - تویِ چهره
کَوگِه = کبک را
پَلِ پیت داده  و بَفتِت = موی پیچانده و بافته ات
مُنِه = من را
چی = مثل , مانند
ایزَنِه = می زند
خَوَرِت هِد = خبرت هست
چنتا = چندتا
لچک = کلاه زنانه که زنان بختیاری بر سر میگذارند که جنس آن از مخمل منجُق دوزی شده است . زنانی که وضع مالی بهتری داشتند  در گذشته جلو لچک خود اشرفی میدوختند . ولی در این اواخر به جای اشرفی از ( ریال ) استفاده میکردند . و لچک ریالی معروف بود .
جار ایزنه = فریاد می زند
خالک نفت = خالک از زیورآلات زنانه بود  از جنس طلا  و به پره ی دماغ میزدند
نُفت = دماغ
نی یَشت = نگاه کرد ( نگاه کردن  دقیق را گویند )
مَر= مگر
تَرِه = می تواند
زِس = از آن
بگُرُوسه = بگریزد
کیوار = قلاب سنگ , فلاخن
اِبو = می شود
تار = پراکنده
ابو تار = پراکنده می شود
تی یلت = چشمهایت
تیه کال تو چِنِه = چشم کال تو چی هست که
تیه کال = چشم رنگی ( سبز, آبی , قهوه ای سوخته .... ) کال = نارس , بختیاری ها به چشمهایی که رنگ سبز و یا رنگ غیر معمول دارند کال میگویند . چشم کال یعنی چشمی که هنوز نرسیده و رنگ آن سبز و یا رنگی غیر معمول است .
چِنِه = چی هست
تیر مِرزِنگ = تیر مُژگان
مَرق چغاخور = تالاب بین المللی چغاخور در استان چهارمحال و بختیاری واقع در شهرستان بروجن . قبل از اخداث سد چغاخور این تالاب دارای مرق بسیار زیبایی بود .  بر روی تپه ای در این منظقه در قدیم ایلخان بختیاری چادر میزده و کوچندگان بختیاری در مرق چغاخور بهون های خود را بر می افراشتند . باغ خان  ( شاپور بختیار ) در همین منطقه است( در اورگان ) .

یِه نظر = یک نگاه
کل و پازن = قوچ و میش کوهی
به مِنِه = به داخل
زرده ی کَلار = کلار نام کوهی است در چغاخور بختیاری , زرده یعنی کمر صاف کوه
قُش = قوش , پرنده ای شکاری
مَیَر = مگر
هِی ایدَگِه =  هی  می لرزد
بی خشخار =  بی دلیل
مِنِه سینه = درون سینه
سیچه = برای چه
چی کَوگ = چون کبک
چی مو = چون من
بِوینِت = ببیندت
اینِه = می گذارد
تَکِه = تکیه
دیفار = دیوار
پُش سَرُم گُد که = پشت سرم گفت که
خدا مَر که = خدا مگر که
وُرگَشت = برگشت
حرفل لیش = حرفهای زشت
چِنِن = چی هستند

 
     





 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 15 آذر 95 01:10